اخلاق در خانواده
  
 انتخاب ، خواستگاری و ازدواج -روابط و اخلاق زن و شوهر  با یکدیگر و با پدر و مادرها ، خویشاوندان ،  فرزندان و نزدیکان
 
آذر 1388
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 28 آبان ماه سال 1384
خاطراتى از زندگى خصوصى امام خمینى(ره)

 
خاطراتى از زندگى خصوصى امام خمینى(ره) از زبان همسر و فرزندانشان
  
                          

همسر امام:
حضرت امام به من خیلى احترام مى گذاشتند و اهمیت مى دادند. ایشان حتى در اوج عصبانیت هرگز بى احترامى و اسائه ادب نمى کردند. همیشه در اتاق، جاى بهتر را به من تعارف مى کردند. تا من نمى آمدم سر سفره، غذا را شروع نمى کردند.
حضرت امام حتى کار منزل، شستن ظرفها و حتى شستن لباسهاى بچه خودمان را وظیفه من نمى دانستند و اگر به این کارها دست مى زدم ناراحت مى شدند و آن را به حساب نوعى اجحاف نسبت به من مى گذاشتند. حتى وقتى وارد اتاق مى شدم به من نمى گفتند «در را پشت سرتان ببندید». صبر مى کردند تا بنشینم و بعد خودشان بلند مى شدند و در را مى بستند.
امام در مسائل خصوصى زندگى من دخالت نمى کردند. به من مى گفتند :«هرطور میل دارى زندگى کن، اما آنچه از تو مى خواهم این است که واجبات را انجام دهى و محرمات را ترک کنى، یعنى گناه نکنى.»
هرطور که دوست داشتم زندگى مى کردم. به رفت و آمدم با دوستانم کارى نداشتند.
فرزند امام:
امام خیلى صمیمى، خودمانى و مهربان بودند. همیشه تا آخر عمر با ما همینطور بودند. از نظر تربیتى ایشان براى ما یک الگو بودند و همیشه با عملشان ما را مقید مى کردند. اگر کار بدى انجام مى دادیم هیچوقت تغیر نمى کردند و کتک نمى زدند. گاهى اوقات یک تشر مى زدند و همان براى ما کافى بود. امام آنقدر جذبه داشتند که ما خود به خود از ایشان حساب مى بردیم و مواظب رفتارمان بودیم.
امام جز در مسائل شرعى بر بقیه مسائل خیلى سختگیرى نمى کردند. ایشان مقید بودند که ما واجبات را انجام دهیم و از گناهان دورى کنیم. اما هیچوقت کارهاى دینى به ما دیکته نمى شد. ما وقتى رفتار امام را مى دیدیم خود به خود در ما تأثیر مى گذاشت و سعى مى کردیم عمل کنیم. ایشان حتى یکبار هم به ما نگفتند که موقع نماز است و بروید نماز بخوانید. مى گفتند: «شما باید در طول این ساعت نماز بخوانید. واى به حال کسى که در طول این ساعت نماز نخواند.» صبح ها هم هیچوقت ما را براى نماز بیدار نمى کردند و مى گفتند: «اگر خودتان بیدار مى شوید، بلند شوید و نماز بخوانید. اگر بیدار نشدید قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبحتان را قضا کنید.»
ایشان همیشه در کارهاى منزل کمک مى کردند. و هیچوقت دستور نمى دادند که چاى یا آب یا هرچیز دیگرى برایشان ببریم. خودشان بلند مى شدند و به آشپزخانه مى رفتند.
ایشان به بچه ها خیلى علاقه داشتند. ایشان به دختر من که از شیطنت بچه خود گله مى کرد مى گفتند: «من حاضرم که ثوابى را که تو از تحمل شیطنت این بچه مى برى، با ثواب تمام عباداتم عوض کنم.» ایشان با نوه هاى خود خیلى صمیمى تر و رفیق تر بودند.
برگرفته از مجموعه کتاب: پا به پاى آفتاب
گردآورى و تدوین: امیررضا ستوده

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 102852


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
   


با عرض سلام و ادب
از اینکه این وبلاگ را انتخاب نموده اید به خود می بالیم
اینجانب وحید کاظم زاده قاضی جهانی فرزند حاج ابولفضل فارغ التحصیل رشته مهندسی برق در روز جمعه بیست وپنجم فروردین سال 1357 برابر با ششم جمادی الاول 1398 ه .ق و چهاردهم آوریل 1978 میلادی در کشاکش و بحبوحه ی تلاش مردم مسلمان و انقلابی کشورمان جهت شکست رژیم منحوس پهلوی واستقرار حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی در خانواده ای مذهبی و منتسب به روحانیت در قاضی جهان از توابع شهرستان آذر شهر( آذربایجان شرقی) قدم به عرصه ی گیتی گذاشتم. خانواده ای روحانی که افرادی همچون ملا آخوند ملا علی اصغر(جد چهارمم) از مکتب داران منطقه در عهد ناصری وملا آخوند حاج کاظم (جد سومم) از مبارزان ومکتب داران در عهد مشروطیت و جنبش مشروطه خواهی مردم ایران ومرحوم حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمد کاظم کاظم زاده(عموی پدرم)از علمای هم عصر وهم درس شهید آیت الله حاج سید مصطفی خمینی واز شاگردان ممتاز حضرات آیات عظام حجت کوه کمری و بروجردی در دروس خارج فقه و اصول رادر خود تربیت نموده بود. بنده در سال 1363 در حالی وارد تحصیلات کلاسیک گردیدم که کشور درگرداب جنگ تحمیلی صدام علیه ایران به سر کردگی غرب دست وپا می زد . همزمان در ایام طفولیت به قلم زنی و نوشتن مطلب و ارسال آن به نشریات سراسری و محلی روی آورده و به خود می بالم که در این عرصه از سال 1370 تا کنون در دهها نشریه،روزنامه ، هفته نامه ،ماهنا مه وسایت های خبری گوناگون به امر مقدس نویسندگی ، روزنامه نگاری و قلم زنی پرداخته ام.

تاکنون سه مورد از کتب و نوشته های بنده به شرح زیر منتشر گردیده است:
1- اعتدال و میانه روی از دیدگاه اسلام
2- آیه های هدایت
3- قاضی جهان درگذر تاریخ
از سال 1373 به روزنامه نگاری روی آورده و در نشریات زیر به قلم زنی مشغول بوده ام:
---- خبرنگار روزنامه مهدآزادی به مدت دو سال
---- از نویسندگان هیئت تحریریه هفته نامه میثاق
---- سردبیر ماهنامه دانشجویی صدای دانشجو
---- سردبیر ماهنامه قرآنی مشکوه
---- از نویسندگان هفته نامه ارزشها
---- از نویسندگان سرویس سیاسی روزنامه سراسری صدای عدالت
---- از نویسندگان خبرگزاری انتخاب ، داور ، بازتاب ، ایسنا ، ایرنا ، فارس ، فردا،آفتاب ، ایکنا ، البرز و...
---- و دهها روزنامه و نشریه دیگر

تاکنون در همایشهای مختلف صدها مقاله در عناوین مختلف ارائه کرده ام و در بیشتر آنها مفتخر به دریافت لوح تقدیر مقاله برگزیده شده ام.
این وبلا گ آخرین نوشته ها و مقالات  حضرت آیت الله سید علی اکبر حسینی  و نویسنده وبلاگ  وهمچنین اخبار جدید در حوزه اخلاق و خانواده رامنعکس می کند.
شناسنامه کامل من...