آیت الله سید علی اکبر حسینی :
برادری پیش من آمد و گفت:
من خواب دیدم از آسمان آتش می بارد...
آیت الله سید علی اکبر حسینی درجمع پرشکوه افرادی که برای تشییع شهدای گمنام آمده بودند گفت: شهدای گمنام، امیرالمؤمنین هم گمنام است؛ ما امیرالمؤمنین را نمی شناسیم؛ بشر او را نمی شناسد. آسمانیان می شناسند. و این شهدا در آسمان محشور اند و مشهور. هر چند که در زمین، گمنام اند و بی نشان. و این یعنی آنها در راه خدا از نام خود هم گذشتند و خواستند بی نام و نشان به محضر محبوب وارد شوند.وی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: چند ماه پیش، قبل از اینکه این جریان محقق شود و ما یک چنین برنامه ای برای شهدا داشته باشیم، برادری پیش من آمد و گفت:«من خواب دیدم از آسمان آتش می بارد... اما وقتی به این منطقه رسیدم آسمان، باز و آبی بود و نسیمی خوش گوار و دلپذیر می وزید...» ما نمی دانستیم چه می گوید! اما امروز این برادر عزیز پیش من آمد و گفت: «آن خوابی که تعریف کردم یادت هست؟ تعبیر این خواب این است که این شهدا می آیند و اینجا را امن و امان می کنند.» و براستی که این شهدا دریچه ای از آسمان به روی مردم این منطقه بلکه مردم این شهر گشوده اند. وی در ادامه گفت: دفن شهدا در اینجا پیامهای بسیاری برای ما دارد. اینکه« و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بیع و مساجد یذکر فیه اسم الله»یعنی اگر شهات شهیدان، رشادت دلیران و دلاوری شیرمردان نبود، امروز نه مسجدی و نه کلیسایی باقی نمی ماند. دشمن همه را ویران می کرد. وی افزود: پیام دیگری که این شهدا برای فرزندان من و شما دارند این است که «موت فی عزّ خیر من حیات فی ظلم» مرگ با عزت بهتر است از زندگی با ذلت. ما جان در راه خدا می دهیم؛ جان در راه ایمانمان می دهیم؛ جان در راه قرآنمان می دهیم و جان در راه حفظ استقلال میهن و کشور و سرزمین مقدسمان می دهیم. این پیامها را صبح و شام فرزندان شما که از کنار این زیارتگاه می گذرند در می یابند و به جانشان می پذیرند. ... و پیامهای فراوان دیگری هم دارد که آسوده شبی خواهد و خوش مهتابی. وی افزود: مادر شهیدی پیش من آمد و گفت: «فرزند شهید من گم شده؛ من امیدوارم بین این گمنام هایی که می آیند فرزند شهید من هم باشد» شهدا اینقدر عزیز اند. استاد سید علی اکبر حسینی پس از دعا کردن سخنان خود را با این بیت خاتمه داد: خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار. |